هشدار : این مطلب برایه تمامی کودکان زیر 18 سال، افرادی که بیماری هایه قلبی عروقی و دارای روحیه ضعیف و همچنین افراد با آی-کیو در سطح جلبک توصیه نمی شود.
شاید شما هم تا به حال خبر مشاهده اشیاء نورانی را در آسمان شنیده باشید. دوسال پیش بود که این خبر به اوج خودش رسید. اما به تازگی اخبار ضد و نقیضی در خبرگذاری هایه ما آمده که عده ای از اهالی کشورمون شیئی نورانی را که در ارتفاعات پاییین در حرکت ....
ادامه مطلب
سرقت مسلحانه

یکی بود یکی نبود. تویه شهر اعداد، عدد هایه زیادی زندگی می کردند. شب سال نو نزدیک بود، اما عدد هفت هیچ پولی نداشت که برایه همسرش ( عدد 6) هدیه بخره. عدد هفت یه گوشه نشسته بود و با خودش فکر می کرد که حالا که پول نداره برا همسرش هدیه بخره باید چه خاکی تو سرش کنه. همینطور که تو فکر بود یه دفعه یه فکری به ذهنش .....
ادامه مطلب
جاتون خالی دیشب سعدی اومد به خوابم، عرض ادب کردم. گفتم
امرتون ؟ گفت : ما از آن جهان وبلاگت را خوانا شدیم. لکن کارت اینترنتمان پایان شد و ما را توفیق نظر دادن نشد. اکنون آمدیم به خواب
شما تا ارائه کنیم نظرمان را. بعد من گفتم : سعدیا جون مادرت الان نظر نده از خواب که پاشم یادم می ره، ولی ملتفت نشد. اما نگران نشوید شما باید به خودتون افتخار کنین که این همه شانس دارین!!! چه شانسی؟ خوشبختانه ضبط صوتی که بالایه سر من بود صدایه منو که قسمت هایی از نظر آن مرحوم را با خود زمزمه می کردم تا صبح به طور خیلی خیلی اتفاقی ضبط کرده و من هم به خاطر اهمیتی که به این جامعه اهل علم و ادب می دهم این نظر را برایه آنها می نویسم تا همه استفاده کنند.

منت وبلاگ را دم و گرم ، که خواندنش موجب شعفت است و به نظر دادنش مزید زحمت هر مطلبی که پست می شود، ممد حیات و چون خوانده می شود، مفرح ذات. پس در هر وبلاگ چند مطلب موجود، و بر هر مطلب نظری واجب.
از وقت و زمان که برآید ………………………کز عهده شکرش به در آید.
اعملو ناظر الوبلاک نظرا و قلیل من نظاری الشکور
جکسون همان به که ز توهین خویش…………عذر به درگاه عموم آورد (مربوط به مظفر)
ور نه سزاوار نوشتندی اش ……………………کس نتواند که به درک اورد.
باران مطالب بی حسابش همه را خندیده، و زخم زبان بی کتابش همه را رنجیده، پرده آی – پی بازدیدکنندگان به گناه بی نظری هک نکند. و روزی آپ – دیت خوانندگان به دشنام هایه بی مورد نبرد.
طراح قالب وبلاگ را فرموده تا فرش نیلویی بر وبلاگ بگسترد و دایه سایت وبگذر را فرموده تا آمار افراد را در گوش وبلاگ بنویسد.
پست و عکس و فکر و فرصت در کارند …………تا تو خندی به لب آری و به غفلت نروی.
همه از بهر مطالب سرگشته و خندان رفتار ……شرط انصاف نباشد که تو بی شکر بروی.
لطیف، شعیف،جدید، سریع……………… نظیم علیم سلیس بدیع
چه غم دیوار دولت را که دارد چون تو پشتیبان… (شاعر به جفنگ آمد )
ای برتر از هر سایت و وبلاگ و چت… وز هر طنزی که دیده ایم و شنیدیم و خوانده ایم.
مطلب تمام گشت و به آخر رسید وقت ...... ما هنوز در اول وصف تو مانده ایم.
سعدیا وایستا نرو، نرو کارت دارم !!
سعدی : چه شده ؟
من : بازم میای ؟
سعدی : اگه خدا بخواد،...بعدشم از خواب پاشدم.
با سلام و خسته نباشید. خیلی خیلی سپاسگذاری می کنم از این همه لطفی که به بنده و مطالب این وبلاگ دارید. مخصوصا از سروش عزیز. جهت به هم زدن جو سیاسی انتقادی وبلاگ خواهش می کنم دست از سر کچل من و مهران مدیری و باغ مظفر بردارید. و بیاین بی خیال طنز جذاب و هیجانی و خنده دار و پر مخاطب و محبوب و … باغ مظفر بشیم. در ضمن از فرزاد جان هم بابت دقتی که به مطالب من کرد ممنون. فکر می کنم جواب سوالی که کرده بود، رو گرفت! ( فرزاد : شما که می گین باغ مزخرف، چرا اینقدر بهش دقت می کنین؟ ) خب شما چرا به مطالب مزخرف من این همه دقت کردی ؟ بگذریم. در ضمن باز هم از همه خاطر باغ مظفر عذر خواهی می کنم.

در قسمت قبل ماجرایه پزو 405 همونطور که خوندین، اتفاقات مهمی افتاد، از جمله یه گروه چینی موفق شدن خودرو پزو 405 ملی ما رو با قیمت خیلی کمتر و مصرف سوخت کمتر و کلی مزیت هایه دیگه مونتاژ کنن.
در همین راستا مدیر عامل شرکت ایرانخودرو پس از مدتی فکر خطاب به این گروه شبیه ساز چینی گفت : داداش اگه راست می گی سیستم موتورش رو یه جوری بسازین که تو ...
ادامه مطلب
خدمت همه منتقدان و صاحب نظران این وبلاگ سلام عرض می کنم. شاید جالب نباشه که بخوام این پست رو به تقابل دیدگاه ها اختصاص بدم. اما فکر می کنم لازم باشه. ابتدا بزارین از تمامه کسانی که انتقاد کردن از وبلاگ تشکر کنم،
.jpg)
1- در داستان پیرمرد نادان و لیوان جادویی ( همین پست پایین ) شاید من بد نوشتم طوری که نشون می ده نباید صرفه جویی کنیم. همونطور که شهروند عزیز گفتن صرفه جویی خوبه. به قول همین بابا گازی صرفه جویی هنره.
2- جناب امین خان مظفر زرگنده هم فرمودند من ( جکسون ) خیلی بی مزه ام...
ادامه مطلب
سلام .از تمومه خوانندگان خواهش می کنم این مطلب رو تا پایان بخونن.
لیوان جادویی و پیرمرد نادان!

یکی بود یکی نبود. یه لیوان جادویی بود که هر وقت تشنه می شدی. توش می شد پر از آب. این لیوان نسل در نسل به یه پیر مرد نادانی رسیده بود. پیر مرد هم که خیلی آی- کیوش در سطح ...
ادامه مطلب
مسابقه بزرگ باغ مظفر

با توجه به استقبال بی نظیر مردم از سریال طنز باغ مظفر زرگنده بر آن شدیم. تا مسابقه ای ۱0 سوالی 4 جوابی تهیه کنیم. تا بازدید کنندگان محترم این وبلاگ جوایز نفیسی دریافت کنند. تمام جوایز این مسابقه بر عهده شرکت هایه فرش ستاره کویر یزد، تک ماکارون، گچ زمرد و ... است. ضمنا نیازی به ارسال هیچ آدرس و شماره تلفنی از خودتان نیست. راستی برایه کاهش استرس از شما خوانندگان گرامی ذکر می کنم که این مسابقه هیچ مهلت و تاریخ پایانی ندارد.
1 – با توجه به سریال طنز باغ مظفر ، طنز را تعریف کنید :
الف ) طنز یعنی دلقک بازی یه عده انسان با شخصیت.
ب ) طنز یعنی ...
ادامه مطلب
عشق بهتر است یا ثروت ؟

در روزگاران قدیم ( هزاران سال قبل از میلاد مسیح ) یک ولایتی بود که خیلی خیلی متمدن و پیشرفته بود. تویه این ولایت همه مردم از صبح تا شب کار می کردند....
ادامه مطلب
سلام. من توسط شهروند به این بازی دعوت شدم این بازی موسوم به بازی شب یلدا نام داره که هر کس که دعوت می شه. حدود ۵ تا ۶ ویژگی از خودش رو که بقیه نمی دونن رو می گه و چند نفر رو دعوت می کنه.

1- خیلی آدم خوبی هستم (فرشته ام). پا به پایه همه راه میام. البته اگه کسی سر به سرم نذاره.
2- بچه سر به راهی نبودم. ولی بچه سر راهی بودم. (شوخی). هنوز هم بزرگ نشدم.
3- دولت به من خیلی گیر می ده بعدا می بینین. خانوم ها هم همینطور اونم بعدا می بینین .
4- من اشلا اهل دود و دم شیگار نیشتم. به همشون حشاشیت دارم. باور کنین!
5- من عاشق مخالفتم. اما اگه یه عده مخالف یه چیز باشن من برایه اینکه مخالف اونا بشم مجبور می شم موافق اون چیز بشم. غیبت نباشه ها مثلا همین شهروند که با ازدواج مخالفه من هم چون باید مخالف اون باشم با ازدواج موافقم.
6-بیشتر وقتمو یا خیلی خوشحالم یا خیلی غمقین.شوخی هم زیاد می کنم.ولی در کل آدم شوخ طبعی نیستم.
صدام حسین زنده است.

طبق شایعات متعددی که مبنا بر زنده بودن صدام حسین در عرض سه سوت در خاورمیانه پیچید. تصمیم گرفتیم برایه کسب اطلاعات بیشتر به روزنامه هایه کثیرالانتشار مراجعه کنیم. اما هیچ کدام از مسئولین ...
ادامه مطلب
سلام. حال و احوالتون خوبه ؟ ببینید من عادت ندارم زیاد تو وبلاگ حرف بزنم. ولی
واقعا نمی دونم چرا بعضی ها معنی این شعر رو نفهمیدند. خیلی ساده است. شعر نویه. من که نوشته بودم افراد کم آی-کیو نیان تو وبلاگ. حالا اومدین قدمتون رو چشمام اما خواهشا یکم به اون سلول هایه خاکستری مغزتون فشار بیارین. شعر زیر یک اثر هنری خیلی ارزشمند از خودم هست. وقت ندارم زیاد توضیح بدم. اما این شعر نشان دهنده تضاد فکریه بین مادر و پسر است. و ایهام زیبابیی که در کل این شعر نهفته واقعا جایه یه مقدار تفکر داره. به این فکر کنید که نویسنده این شعر چقدر آدم خوبی بوده. چه آدم با شخصیتی است. چقدر ایشان شاعر پیشه و دراماتیک هستند. اصلا من هر چی بگم که شما ها درک نمی کنید. چه فایده ؟! داستان این شعر این است که یه پسر جوان هنگامی که پاسی از شب گذشته بوده. تو اینترنت بوده. خب ؟ مشکلی نیست ؟ چی کار می کرده ؟!! داشته چت می کرده. بعد مادرش می فهمه. می گه تو چرا شب کار شدی ؟ خب روز بیا پایه اینترنت. بقیه ماجرا هم رویه سودتفاهم بین خورشید (اونی که تو آسمونه ) و خورشید ( نامزد سابق قانونیه پسره) می چرخه. آخرش هم چونکه داستان باید مثل همیشه با خوبی و خوشی تموم بشه. نور خورشید همه جا رو روشن می کنه و مادر هم خوشحال می شه. اما معلوم نمی شه که فایل هایه پسره چی می شه ؟ ( پس فایل هایم کو ؟ ) خب خیلی جایه سوال داره . چه اتفاقی برایه اون همه فایل می افته. خودتون شعر رو بخونین شاید متوجه بشین. من که بعید می دونم کسی
بفهمه!
آسمان خاموش است / تلفن هم مشغول / چه کسی آن-لاین است ؟
ادامه مطلب
طبق شکایات متعددی مبنا بر آتش گرفتن خودرو پژو 405 که به شرکت ایران خودرو صورت گرفت. یکی از مسئولین خیلی مهم ایران خودرو ضمن ابراز تاسف و پشیمانی گفت این ها همه زیر سر آمریکا است. شخصی به نام لادنسون که در یکی از برج هایه دوقولو آمریکا زندگی می کرد. به قصد انتقام جویی از بن لادن ماشین هایه ایرانی را به آتش می کشد. ما هر چه خواستیم حالیش کنیم که بن لادن مال افغانستان است که تو سرش نمی ره. خبرنگار ما ضمن تعجب کردن از حرف هایه مسئول ایران خودرو افزود عجب ! شما که تا چندی پیش می فرمودید که این آتش سوزی ها تعمدی است. و مردم ماشین هایشان را از دستی آتش می زنن! بله خب بعضی ها برایه خراب کردن شرکت جهانی ما که تازگی با کشور آفریقایی گامبیا هم دوست شده حاضرا هر کاری بکنن. همین لادنسون را فکر می کنید چه کسی مجبور به آتیش زدن خودرو هایه ملی ما کرده ؟ جرج دابلیو بوش دیگه.
خبرنگار ما : واقعا ؟ شما که الان گفتین لادنسون می خواد انتقام برج هایه دوقولو رو بگیره.
احمدی نژاد : ما آمریکا را به خاطر پرورش دادن افرادی مثل لادنسون و اهداف تروریستیشان محکوم می کنیم. راستی ببخشید که یه دفعه وسط صحبت هاتون پریدم. از همین الان به مدت 4 روز به بوش مهلت می دهم که لادنسون را تحویل ایران بدهد تا مجازاتش کنیم.
خبرنگار ما : به چقدر خوب شد که آقایه دکتر احمدی نژاد هم وارد بحث ما شدن. خیلی خوش اومدین. ببخشید محمود خان کی به شما رو تو یه وبلاگ راه داد ؟ مگه اینجا ننوشته ورود افراد با آی-کیو در سطح جلبک ممنوع؟
احمدی نژاد شرمنده. حواسم نبود ما مردم آمریکا را دوست داریم. فقط از قیافه بوش حالمان به هم می خورد. مثلیکه آمریکا نمی خواد لادنسون رو تحویل ما بدهد. جرجی کاری نکنید که با ملت ایران در بیفتید.
مسئول ایرانخودرو : بله! ما از سازمان ملل شکایت می کنیم. آقا این چه وضعشه که یه کشور بیاد تویه ماشین هایه ما بمب کار بزاره.
خبرنگار ما : آقایون لطفا سکوت جلسه رو رعایت کنین! ببخشید درست شنیدم ...........(ادامه مطلب را بخوانید )
ادامه مطلب


