شعر !
باز باران با ترانه / با فریبا و سمانه / می روند خرم به خانه / عشوه های دخترانه / این دل من عاشقانه باز می گیرد بهانه / وای از دست زمانه
یادم آید روز دیرین / گردش یک روز ننگین/ رفته بودیم خواستگاری /
کودکی 30 ساله بودم / شاد و خرم / با دلی خوش، شاخه ای از گل های رنگین / آه از دست تو شیرین / می خریدم من یه ماشین/ آه از دست ترانه / می خریدم من یه خانه / آه از دست سمانه / وای از دست زمانه !

ادامه مطلب
نامه عزت ا... ضرغامی به کشور ها خارجی جهت خرید فیلم برای ایام نوروز

Hai
My mane is ezat ol god zargami. how are you ? fine thanks and you ? Tanx hame is good.
I am raeis of sound and 30maye jomhoolie eslamie IRIB! We have eide norooz and we don’t have enough water to use in it. The last time that I kharidam az you film was in 30 sal pish, so your films is pooside and jer jer now. Bikaz we show that’s shunsad bar.
I want film. Film haye khoob and yangoom! Pliz tell the yangoom come to iran and play film with me. No no pliz tell anjoolina jili bili come. okay ? do you can send some moft film for me ? the moft film is the film that you put them in Recycle bin.
Attention : your film should very ba adab and don’t have kiss and love and 6 ... because there are very zesht and the god put you in jahanam. Do you want atash and azabe elahi ? ok. So don’t use anjoolina jili whit barat pit again in film.
Albate I have a gheychi and chasb whit a water pomp in my left jib, so I can edit your film very nice! Like a mast.
We have only 4 dubler that play in evry film. They change your sound and your meaning very good! Like a doogh.
We can change your story better than ghablesh, we are very herfe ei it in!
Thanks a lot . say hello to anjoolina jili. Every body hello miresoone. Thanks. Ok. Thanks . hapy new year! Bye .
سعید زاهدی
اسفند ماه ستون آزاد
اینم عکسش
| گفتگوي اختصاصي سوسه با بزبزقندي ؛ دلم مي خواست حبه انگور با پسر شجاع ازدواج مي كرد | |
|
نکته مهم : این مطلب از من در روزنامه قدس به نام دوست خوبم مجید مهجور چاپ شد. خوب اینم از خوش شانسی بنده است. |
موضوع : وام ترک اعتیاد

سعید زاهدی
با توجه به درخواست های مکرر بسیاری از دوستان اراذل اوباش و معتاد، مبنی بر چگونگی دریافت وام ترک اعتیاد، بر آن شدیم. تا با یکی از مسئولین در این زمینه گفتگویی داشته باشیم.
خدمت سرکار خانوم قناریان، کارشناس مبارزه با اعتیاد عرض سلام و خسته نباشید دارم. خواهش می کنم خودتونو برای خوانندگان بیکار و الاف ما معرفی کنید و بگید چند سالتونه !
- قناریان : سلام. خب منم سلام عرض می کنم خدمتتون و همینجا بگم که خیلی لوسی، شما که منو تو خط بالایی معرفی کردید. من دیگه کیو معرفی کنم ؟ در ضمن سن من به تو و این خوانندگان [ـــــــــ] هیچ ربطی نداره.
- بله. خواهش می کنم احترام خودتونو نگه دارید. من شما رو به آرامش دعوت می کنم. اگر اجازه بدید، از حضورتون استفاده کافی رو ببریم.
- قناریان : اولا تو غلط می کنی منو به آرامش دعوت می کنی. دوما چی می خوای استفاده کنی؟ تریاک، کراک، خوراک... کریستال، شیشه، آهن، چدن، نون خشکی، نمکی ...
- ببخشید خانوم منظورم از استفاده کردن این بود که سوالاتی در مورد شرایط یک معتاد برای تعلق گرفتن وام ترک اعتیاد، از شما بپرسیم.
- قناریان : خب. همین ؟ این همه راه اومدی اینجا فقط همینو بپرسی ؟
- نه خب! می خواستم خواهش کنم. تشریف بیارید به دوستان اراذل سواد یاد بدید.
- قناریان : فقط همین ؟ به خاطر اراذل بیام ؟ باشه من فردا میام...
- اگر امکان داره، از این به بعد هر روز بیاین ...
- قناریان : چرا هر روز بیام ؟ به خاطر اراذل اوباش ؟
- نه. به خاطر خودم.
- قناریان : ها ها ها... تو که منو کشتی با این سکوتت. خب چی مصرف می کنی عزیزم ؟
- صابون مصرف می کنم (از همکاران عزیز خواهش می کنم اسم منو شطرنجی کنید. )
- قناریان :واه . خدا مرگت بده . صابون چرا ؟ مریض می شی ! بیا کراک سرویس پک 3 استفاده کن.
- نه خانوم قناریان والا من یه مدت قیر مصرف می کردم. تصمیم گرفتم ترک کنم، خودمو به یک موسسه ترک اعتیاد معرفی کردم.اونجا به من شربت بنزین دادند تا قیر ها از درون معدم پاک بشه. اونجا بود که معتاد بنزین شدیم، چشمتون روز بد نبینه، بنزین که سهمیه بندی شد، به ما کارت سوخت ندادن. الانم دارم شکلات صابون مصرف می کنم. می خواستم از وام ترک اعتیاد بهره مند بشم.
- قناریان : پس که اینطور. این وام ترک اعتیاد وجود خارجی نداره. شایعه است. مثل سیمرغ....
- بله. ببخشید سرنگ دارید ؟ می خوام یکم شامپو تزریق کنم ...
- قناریان : پس تزریق هم می کنی... مرتیکه ی احمق بی شعور تو خجالت نمی کشی ؟ گرفتی ما رو ؟ بدبخت بیچاره فکر کردی من مسخره تو ام. هر اراجیفی که خواستی بگی و من باور کنم. برو خدا وامتو یه جای دیگه حواله کنه. برو آقا جان...
هر هر هر... نه خداییش داشتین چه جوری سر کار گذاشتمش . طرف روانش خشخاشی بود. 2 ساعت بهش نرسیده اینقدر داغونه ... دوستان اراذل ملتفت شدن ؟
ماجرای سینمای دانشگاهی
سعید زاهدی
مدیرکل امور فرهنگی وزارت علوم از طرح ساخت سینماهای دانشجویی در دانشگاههای کشور خبر داد و گفت : در فاز اول ساخت سینماهای دانشجویی، طرح ساخت سینماهای ساحلی به دانشگاههای ساحلی کشور ابلاغ شده است.
- به به به ! چشمم روشن، گوشم تیز، دهنم وا، چه خبرا. سینمای ساحلی و دانشجویی و فاز اول و ... خدا به خیر کنه. آخه نه اینکه دانشجویان و فرهیختگان دانشگاه های کشور ما خیلی درس می خوانند. و بس که تحقیق و پژوهش می کنند خسته می شوند، عرق می ریزند، علم های نو پدید می آورند، خب حق هم دارند که حداقل 23 ساعتی از روز وقت خود را درون یک مکان فرهنگی مثل سینما بگذرانند.
از طرفی دانشجویانی که نیاز به یک جزوه مرتب زیبا و خوش خط دارند و رویشان نمی شود در ملا عام اقدام به جزوه گیری کنند. این مکان با توجه به اینکه فضایی تاریکی را دارا می باشد، بستری مناسب علمی و فرهنگی جهت رد و بدل و قاچاق جزوه خواهد بود.
من فکر می کنم اگر از سینمای هالیوود یک سیم بکشند و مستقیم به سینما های دانشگاه های ما وصل کنند. خودش یک کار مثبت فرهنگی دیگر است. چرا که می توانیم با فرهنگ های کشور های دیگر نیز آشنا شویم. و همچنین از نزدیک هم ولایتی هایمان را ببینیم. در ضمن اگر بخواهیم این سیم را زمینی بکشیم خیلی طول می کشد. بهتر است با هواپیما کشیده شود.
از دیگر اقداماتی که قرار است در این سینما ها صورت بگیرد، پخش فیلم است. بدین منظور قرار شد تا بزرگترین کارگردانان ایران و جهان فیلم هایی در این زمینه که به درد قشر آگاه جامعه بخورد را بسازند. فیلم هایی مانند : من ترانه جزوه دارم- کلاهی برای جاسبی– مشروطی ها – به خاطر یک جیب نمره – می خواهم دانشجو بمانم – خیلی خواب خیلی کتاب – دیشب بردنم حراست آیدا – سال های بهمن و بنفشه – دانشجویی با دمپایی پلاستیکی – به دنبال استاد نمو– و میم مثل مجتبی نخعی راد !
ولی خداییش سینمای ساحلی رو دیگه نداشتیم. آخه آدم خجالت می کشه. یعنی آدم باید خیس خیس با مای--و---- آسانسور ------ اوه نکن بابا ! دارم حرف می زنم.یعنی دارم مطلب می نویسم. این سانسور بازیا چیه ؟ فیلم سینمایی که نیست...
حالا شما زیاد دلتان را خوش نکنید. فکرتان را مشغول نکنید. تا این طرح به سر انحام برسد باید دست نوه تان را بگیرید و از این سمت خیابان با کمک او به سمت دیگر بروید. تا این طرح به سرانجام برسد دیگر نسل بعضی از پژو ها به علت خودکشی بیش از حد منقرض شده است. دیگر پیکان 57 به خاطره ها می پیوندد. دیگر توپولوف ها با ماموت ها همنشین می شوند. دیگر نان صلواتی هم سهمیه بندی می شود.و حتی قطار شهری مشهد هم راه می افتد.
نشریه ستون آزاد
به همین سادگی کم شد !

طرح جدید رئیس جمهوری مشکل تورم را به طور معجزه آسایی حل خواهد کرد. در کشوری که تورم این چنین داد و بی داد می کند و همچون شعله های آتش دار و ندار مردم را می سوزاند. دیگر جای نگرانی نیست. با تصویب شدن طرح حذف سه صفر از واحد پول کشور دیگر جای گرانی نیست. قیمت همه اجناس به شدت در سرشان خواهد خورد. به عنوان مثال فرض می کنیم که ما یک پرتغال یک هلو و یک خیار و یک موز و یک سیب و یک رب یک و یک و کلی یک های دیگر و همچنین آرد و شکر به مقدار کافی حتی هر چیزی که فکرش را بکنید خواهیم داشت. و می توانیم با آن ها کیک درست کنیم و بخوریم. و این خیلی خوب است. متوجه نشدید ؟
برای روشن شدن ماجرا مثالی دیگر برایتان خواهیم آورد. فرض می کنیم قیمت یک سیگار 1000 ریال می باشد. جواد و اصغر با هم 600 ریال دارند و بر اثر فشار روحی وارده بر آنها، افسردگی، طلاق والدین، دوستان ناباب، شکست عشقی، بالا رفتن سن ازدواج و مهم تر از همه تورم اقتصادی قصد دارند معتاد شوند. و با 600 ریال یک نخ سیگار بکشند. خب مسلما شما فکر می کنید فروشنده به آنها با این پول سیگار نخواهد فروخت اگر هم بفروشد از این سیگار های آشغال که کلی برای بچه دار شدن ضرر دارد، می فروشد. اما به نظر من فروشنده به خاطر سن کم اصغر و غلام به آنها سیگار نمی فروشد. اشتباه گفتم ؟ آها . اصغر و جواد. خب می رویم سراغ یک فروشنده که به اصغر و جواد سیگار بفروشد. اگر طرح حذف سه صفر تصویب شود. و 1000 ریال بشود 1 ریال اصغر و جواد دیگر نگران نخواهند بود و می توانند 600 سیگار بخرند. چرا ؟ چون 600 ریال آنها دو صفر بیشتر ندارد. پس کسی نمی تواند ازآن سه صفر کم کند.
مثلا ما دو سیب داریم چطور می توانیم سه سیب از آن بخوریم. البته بعضی از دوستان ما ادعا به انجام چنین کار های خارق العاده ای می کنند. خلاصه که خیلی سرتون گیج رفت. می دونم . اما خدا وکیلی می بینید چه طرح قشنگی است. به نظر من که صفر هیچ ارزشی ندارد و اگر به جای سه صفر 10 صفر کم بشود، هیچ فرقی ندارد.
و در نهایت دقت کنید به چه راحتی و آسودگی قیمت بستنی صد تومانی می شود یک ریال مثل قدیما ! خداییش عجب طرحی بود. خیلی قشنگ بود. چرا به ذهن خودم نرسیده بود ؟ ...
ماجرای داوطلبی که انتخاب رشته کرد

تبلیغ : پیشرفته ترین وجامع ترین شبکه هوشمند، عمق ماکزیمم در کف مینیمم، انتخاب رشته هوشمند اینترنتی، پرهیز از تفکر استاتیک، اولین و تنها انتخاب رشته دینامیک، گردش در سهمیه ... در موسسه رانندگان !
رانندگان به کیفیت آموزش می اندیشند.
روز اول
داوطلب : بابا ! بابا ! من می خوام برم انتخاب رشته کنم. موسسه رانندگان رو انتخاب کردم. لطف کنید جیب مبارکتون رو یه خورده تکون بدید...
پدر : بیا دخترم خودم واست انتخاب رشته می کنم. این سوسول بازی ها چیه مد شده ؟
روز دوم
داوطلب : سلام. شما مدیر موسسه رانندگان هستید؟ من می خوام انتخاب رشته کنم ؟
آبدار چی : علیک سلام ، نه آبجی ! اتاق مدیر آخر سالن بالا سمت راست .
داوطلب بدو بدو می کند تا به اتاق مدیر برسد و با کمک اعضای موسسه راتندگان انتخاب رشته کند. اما هنگام بالا رفتن از پله ها زمین می خورد. ولی سرانجام به مدیر می رسد.
مدیر : سلام. خوش اومدید، ما مجرب ترین کادر مشاوره، ارشاد، راهنمایی، رانندگی و ... را تهیه کردیم تا شما با رتبه n هزارتون هم مهندس شوید.
روز سوم
داوطلب : سلام جناب مدیر من امروز وقت مشاوره دارم.
مدیر : هه هه هه ، آفرین دختر خوب ! بشین اینجا تا مجرب ترین مشاورمون رو صدا بزنم . ( اصغر کله! کجایی ؟ بیا که یک مشتری دیگه هم اومد! )
مشاور ( اصغر کله ) : سلام عرض می کنم، ختمت شوما خواهر گرانی! خاهش می کنم روی این صندلی آرام و ریلسک بنشینید.
داوطلب : به نظر شما من چه رشته ای انتخاب کنم ؟!
مشاور : رتبه ی بالایی که نیاوردی ؟ با این رتبه پایین که جایی قبول نمی شی!
داوطلب : اما من که شنیدم، رتبه هر چی پایین تر باشه بهتره !
مشاور : نه آبجی گرام ! غلط کرده هر کی ذر بی خودی زده ! رتبه باید بزرگ باشه. هرچی بالا تر باشه قوی تره ! مرام رتبه باید زیاد باشه. اصلا برو با یکی دیگه مشورت کن.
روز چهارم :
داوطلب : سلام. من چه رشته ای بهتره که انتخاب کنم ؟
مشاور جدید : با عرض سلام و خسته نباشید، خدمت شما داوطلب گرامی ! از اینکه یک سال زحمت کشیدید و رتبه کسب کردید، قلبا به شما خسته نباشید، عرض می نماییم
داوطلب : ممنون. به نظر شما من چه رشته ای انتخاب کنم ؟
مشاور جدید : از اینکه موسسه ما را جهت انتخاب رشته انتخاب کردید، از شما سپاس گذاریم. ساعات خوشی را برای شما آرزومندیم...
داوطلب : دیوونه !
روز پنجم
سلام . می خواستم انتخاب رشته هوشمند انجام بدم .
مشاور بعدی : سیستم خراب شده. الان همه چی به هم ریخته! بعدا مراجعه کنید . Error khafan -
روز ششم
داوطلب : سلام ! سیستم درست شد ؟ پ
مشاور : بله ! رتبه تون و درصد هاتون رو بگید.
داوطلب نکات دقیق را به سیستم هوشمند معرفی می کند.
مشاور : رایانه می گه که شما بهتر است، رشته دلخواه خود را انتخاب کنید.
داوطلب : ا ... رایانه دیگه چی می گه ؟
مشاور : رایانه می گه که سی کیلموتر به سمت قطب جنوب حرکت کنید. بعد 10 قدم به راست و ...
روز هفتم
داوطلب : ببخشید من هر چه سریع تر باید انتخاب رشته کنم.
مشاور عصبانی : با این رتبه انتظار دارید، انتخاب رشته کنید. درسته مجاز شدید، اما با این رتبه بهتره ماستت رو بلیسی! برو دختر جون، سال دیگه بیا!
روز هشتم
داوطلب : انتخاب رشته می خوام.
مشاور مایوس : چرا اینقدر دیر ؟ تا حالا کجا بودی؟ دیگه دیر شده، رتبه ات هم که به درد نمی خوره. دیگه فایده نداره . بی خیال انتخاب رشته شو. والا ! سال دیگه بیا...
روز نهم
داوطلب : انتخاب رشته !
مشاور دلجو : چی شده عزیزم ؟ چرا ناراحتی ؟ اتفاقی نیافتاده که ! رتبه ات یک مقدار زیادی اومده. حل می شه . نگران نباش! این قرص چی بود خوردی ؟ چرا به فکر خودکشی افتادی ؟ این کار اشتباهه ! نه تو حق نداری این کار رو بکنی.
روز آخر
داوطلب : انتخاب رشته رو با رتبه زیادی بالا آوردم، مرامشو عشقه ! غلط کردم که انتخاب رشته کنم. سیستم مغزم فاسد شده ... درصد رتبه هام ماست بلیسن، به من چه ! دیگه فایده ای نداره! مجاز یا غیر مجاز را خودکشی کرده است. من قرص رایانه می خواهم ...
سرانجام :
سرانجام داوطلب قصه ما به دیوانگی مزمن دچار شد. و چندین بار تا مرز خودکشی پیش رفت. مادرش از غصه دق کرد. پدرش بس که هزینه درمانش کرد، سکته پوست و استخوان کرد.
تبلیغ : موسسه فرهنگی آموزش رانندگان، گزینش بومی ! انتخاب رشته هوشمند و ...
یکی از خوانندگان : ببخشید آقای نویسنده توی موضوع نوشتید که داوطلبی که انتخاب رشته کرد، اما تو داستان داوطلب انتخاب رشته نمی کنه ! چرا ؟
نویسنده : ببینید قرار نیست هر چی من گفتم ، همون بشه! ما هدفمون تبلیغات بود. حالا این داوطلب خنگ بازی در آورد و انتخاب رشته نکرد. خب به من چه ؟ خواهشا دیگه مزاحم نشید. کسی هم به هیچ عنوان نظر ندهد.

دوستان همگی تبلیغات ایرانسل زیر را هماهنگ با صدای بلند، جذاب و رسا بخوانید.
- شونصدمین جشنواره ایرانسل در قلی آباد خرمن دشت. از 1 فروردین لغایت 29 اسفند هر سال ، با خرید هر سیم کارت ایرانسل هفتاد سیم کارت اعتباری جایزه بگیرید. همه روزه از ساعت 1 نصف شب تا 2 ظهر و از 2 ظهر تا 1 نصف شب. شما می توانید با پرداخت سالیانه مفت هزار ریال از کلیه خدمات ایرانسل برخوردار شوید.
- یک بار دیگر، هزارمین جشنواره ایرانسل به مناسبت روز کفتر برگزار می شود. از علاقه مندان به خرید سیم کارت و جمع کردن سیم کارت های خود در کلکسیون دعوت می شود، تا با خرید هر سیم کارت ایرانسل بی نهایت سیم کارت اعتباری ایرانسل در یافت کنند. نگران نباشید ما با استفاده از چند دستگاه کامیون و 10 تن سیم کارت های جایزه را در حیاط خانه تان خالی خواهیم کرد.
- ایرانسل هدیه می دهد . از کی تا حالا ؟ از وقتی ایرانسل اومده. بزرگترین جشنواره ایرانسل در قاره آفریقا. بدون خرید هیچ گونه سیم کارت جایزه بگیرید. ایرانسل بگیرید. ایرانسل جایزه می دهد. ایرانسل هدیه می دهد. ایرانسل ... ایرانسل...
- سیم کارت ویژه ایرانسل به مناسبت روز بزرگداشت مقام گورخر خال خالی، عرضه شد. با جایزه گرفتن ده سیم کارت ایرانسل نهصد و پنجاه و هشت سیم کارت ویژه دیگر ایرانسل جایزه بگیرید. سیم کارت های ما را می توانید از آدامس فروش ها، دست فروش ها، و گل فروش های سر چهار راه تهیه کنید.
- سیم کارت جدید ایرانسل برای حیوانات خانگی از قبیل سگ، گربه، سوسک، پشه مگس و ... به بازار آمد. با این سیم کارت می توانید با حیوانات خانگی خود ارتباط برقرار کنید. و احوال آنها را جویا باشید.
- با خرید هر سیم کارت ایرانسل شصت دستگاه تلویزیون رنگی، پنجاه خودروی پژو 206 ، 900 فقره وام ازدواج، و هزاران هزار سیم کارت اعتباری دیگر جایزه ببرید.
- سیم کارت یک بار مصرف و بهداشتی ایرانسل به بازار آمد. این سیم کارت ها را بعد از هر بار استفاده بشکنید و دور بریزید. و سیم کارت دیگری با میلیونها جایزه ارزنده و نفیس دیگر جایزه بگیرید.
استخر سیم کارت ایرانسل افتتاح شد. شما می توانید در این استخر که از سیم کارت پر شده است، شنا کنید و به از هر کجا به کجای ایران فقط دقیقه ای هفتصد میلیون تومان تماس بگیرید.
- و باز هم شما می توانید شماره دلخواه خود را انتخاب کنید...
- مهلت جشنواره تمدید شد...
- جون مادراتون بیاین هدیه بگیرید...
- تو رو خدا جایزه بگیرید...
و سرانجام ایرانسل به عنوان نیکوکارترین خط موبایل لقب نیکیسل را گرفت. چندی بعد این شرکت به دلیل تولید بیش از حد سیم کارت در شرکت خفه شد و ترکید، و سراسر جهان باران سیم کارت بر سر مردم نازل شد.
سهمیه بندی بنزین یعنی چی ؟!
با وجود اینکه مدت زیادی از سهمیه بندی بنزین می گذرد، اما هنوز دوستان زیادی با ما تماس می گیرند که سهمیه بندی بنزین یعنی چه ؟ ما نیز برای اینکه مجبور نباشیم تک تک به تماس های مکرر این دوستان پاسخ گو باشیم. بر آن شدیم تا با توضیحی اجمالی مشکلات دوستان را حل کنیم. از شما نیز خواهشمندیم در مواجه شدن با این افراد آن ها را روشن کنید. البته نه با یک کبریت و بنزین!
لازم به ذکر است که مخاطبان ما که این سوال های دری وری را می پرسند سه دسته اند :
1 – افرادی بسیار والا مقام ، پرمایه ، مخلص و مختلس که همیشه خدمت گذاری مردم را می کنند و در بسیاری از موارد در خوردن غذای بقیه افراد به آنها کمک می کنند. برای شناسایی این افراد می توانید با یک عدد خطکش و نقاله قطر گردن آنها را اندازه بگیرید. در صورتی که از 30 سانیتیمتر بیشتر بود و گردن نسبتا کلفتی داشتند. می توانید با استفاده از دستور العملی که در ذیل به اختصار توضیح داده خواهد شد، ایشان را آگاه کنید.
نکته مهم : در صورتی که رویتان نشد مستقیما گردن ایشان را اندازه گیری کنید، می توانید از روش اندازه گیری سایه و نسبت مثلثاتی تالس استفاده کنید. ( ر.ج.ک معلومات فیثاغورث ص 16)
2 – دسته دوم افرادی بسیار هوشمند و دانا هستند. این افراد به درجه ای از عرفان درعلم رسیده اند، که هر چه برایشان توضیح می دهید می گویند ما هنوز هیج نمی دانیم. اینگونه افراد ظاهری خرگوش مانند دارند البته از جهت اینکه گوش هایشان مقداری دراز است، به چهار پای معروف می نمایند. لازم به ذکر است که به دلیل آی- کیوی بسیار بالای این افراد گه گاه پیش امده که ایشان قصد داشتند به نحوی از کارت تلفن و عابر بانک جهت سوخت گیری استفاده کنند. گاهی نیز دیده شده که این افراد بنزین را به جای باک در گوش خود می ریزند. شاید هم دستگیره پمب را اسلحه می پندارند و قصد خودکشی دارند. ( عکس ) به هر حال برای تشخیص اینگونه افراد می توانید، شعر دستمال من زیر درخت آلبالو گمشده، خبر داری یا نداری ؟ و ... غیره را بخوانید. در صورتی که برای بار سوم هم پاسخ درست ندادند. شما فرد مورد نظر را یافته اید.
3 – دسته سوم افرادی مگس رفتار و مزاحم هستند. نیازی به شناسایی این افراد نیست. چون مدام در کوچه و خیابان از شما خواهند پرسید این سهمیه بندی بنزین چه کاری بود که کردن ؟
واقعا یعنی چی ؟ و اینقدر حرف بد می زنند که آدم می ترسه اینا رو بنویسه. بین خودمون بمونه ها یه وقت می بینی واست جوراب ( پاپوش ) درست کردن و بعدشم یه عمر باید به جای طنز نوشتن، حبسیه بسرایی!
توضیح برای گروه 1 : با توجه به اینکه کارت سوخت این افراد دچار نقص فنی است و هنگام استفاده از آن بر عکس کارت های دیگر بنزنینشان زیاد می شود. شما هر چقدر تلاش کنید تا به آنها بفهمانید، که چه اتفاقی افتاده متوجه نخواهند شد. ولی چون اینگونه اشخاص باید در مورد سوالات بنزینی مردم پاسخگو باشند، بهتر است متنی تهیه کرده تا آنها بدون حفظ کردن از روی کاغذ ببینند و بخوانند.
توضیح برای گروه 2 : در مواجهه با این افراد توصیه می شود که به صورت پانتومیم چند بار مراحل سوخت گیری را با کارت هوشمند نشان دهید، بعد که کمی با آن آشنا شدند. و به اینکار علاقه مند شدند برای آنها ماجرای چوپان دروغگو و سهمیه بندی بنزین را شمرده شمرده تعریف کنید. و سپس از آنها خواهش کنید که داستان را برایتان بازگو کنند.
توضیح برای گروه 3 : توصیه می شود، که هرگز برای اینگونه افراد مزیت های سهمیه بندی بنزین را که بیشما هستند را تعریف نکنید. زیرا باورشان نمی شود و همچنین بیشتر از سهمیه بندی بنزین شکایت می کنند. شما می توانید با شماره گیری تلفن 110 این موجودات بد بین را به سرعت از نکات بسیار عالیه سهمیه بندی بنزین آگاه کنید.
اما در پایان آیا می دانید چه کسانی معنای سهمیه بندی بنزین را می فهمند ؟
جواب : افرادی که هنگامی که به بالای سرشان نگاه می کنند به جای سقف خانه ، ستاره ها و آسمان و یک خط را می بینند. این افراد اصطلاحا در هتل پرستاره زندگی می کنند. اما آن خطی که بالای سرشان است، بدیهی است که خط فقر می باشد، البته بگذریم که بسیاری از دوستان ما خط بالای سرشان خط بقا است. به هر حال اینگونه افراد چون همیشه در نبرد با مشکلات هستند و نقش مهمی در جامعه ما دارند، اطلاعات زیادی از سهمیه بندی بنزین خواهند داشت. حتما از آنها کمک بگیرید. اینگونه افراد نیاز به شناسایی ندارند چون هر کجا را نگاه کنید از این نوع موجودات خواهید دید.
سروده های کوتاه و عمیق از رابیندرانات تاگور :
سعید زاهدی
- خدایا، آنان که همه چیز دارند، مگر تو را به سخره می گیرند آنان را که هیچ ندارند مگر تو را !
خدایا آنان که کتاب تو را به سخره می گیرند، شوالیه می شوند. و آنان که کتاب تو را با دل می جویند، به سخره گرفته می شوند!
- هر کودکی با این پیام به دنیا می آید که خدا هنوز از انسان نا امید نیست.
هر کودکی با این پیام به دنیا می آید که مردم هنوز از دولت نا امید نیستند.
- خدا به انسان می گوید : شفایت می دهم از این رو که آسیبت می رسانم. دوستت دارم از این رو که مکافاتت می کنم.
احمدی نژاد به مردم می گوید : شفایت می دهم، از این رو که قیمت ها را گران می کنم؛ دوستت دارم از این رو که بنزین را سهمیه بندی می کنم.
- آنان که فانوسشان را بر پشت سر می برند، سایه هاشان پیش پا می افتد!
آنان که فانوسشان را بر پشت می برند، تلاش های دولت برای هموار سازی راه را نمی بینند.
- ماه روشنی اش را در سراسر آسمان می پراکند، و لکه های سیاهش را برای خودش نگاه می دارد.
آمریکا روشنایی و پاکی را در سراسر جهان می پراکند و لکه های سیاه نفت را برای خودش نگاه می دارد.
- کاریز خوش خیال دارد که رود ها تنها برای این هستند که به او آب برسانند.
عراق خوش خیال دارد که آمریکا تنها برای این هست که برای او امنیت ایجاد کند.
- خدا نه برای خورشید نه برای زمین بلکه برای گل هایی که برایمان می فرستد، چشم به راه پاسخ است.
جاسبی نه برای آموزش و نه برای پرورش بلکه برای مدارکی که برایمان می فرستد، چشم به راه پاسخ است.



