خبر مهم :

شخصی که خود را جای غلام حسین الهام جا زده بود پس از دستگیری در دفاعیات خود به قاضی گفت :
چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی من خودم وزیر دادگستری هستم، من شریف بزرگ شدم، من (صنعتی) شریف درس خواندم. نه کسی به من زن می داد، نه ماشین، نه خانه و نه هیچ چیز دیگر !
همه سهم بنده از زندگی کار کردن در آشپزخانه و شستن ظرف بود برای حاج خانوم !
من نمی خواستم به دولت بروم، من نمی خواستم وزارت کنم، من نمی تونستم رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز باشم، من نمی خواستم عضو هیات علمی باشم، من مقاومت کردم تا حد توانم، اما توانم کم بود، بنده ضعیف بودم وگرنه باز هم کار می کردم.
و من همیشه کار می کردم، و من شروع کردم به بازی کردن، و من شروع کردم به سرگرم شدن.
و بعضی وقت ها یادم رفت که کجام و همه اینها که می گویند کار من نیست، حق من نیست و من اشتباهی ام. من از اولشم اشتباهی بودم.
بله من یادم رفت که اینها مال من نیست و من اشتباهی ام. تقصیر من بود، اما تقصیر دیگران هم بود. اما خدایا تو شاهدی که من هیچ حقوقی را برای خودم بر نداشتم، (همه را به همسرم دادم.) من هیچ چیز را توی جیبم نگذاشتم، (توی کیفم گذاشتم ) من از سهم کسی نزدم من فقط اشتباهی بودم.
خدایا تو شاهدی که من چیزی را خراب نکردم...
چه دفاعی از خودم بکنم ؟!
سعید زاهدی
اینم نظر سولاریس عزیز که اینجوری احساسات شاعرانه اش گل کرده است :
ده عدد خودکار برای ترم جدید
دو بسته کاغذ کلاسور
تمرین باید بدیم
کوئيز جدا
یک درس حذف می کنیم *
بقیه ده#
کتابخانه نم کشیده
و دیگر هیچ...


